بسمالله الرحمن الرحیم
اربعین امام حسین علیهالسلام را کسی نمیتواند وصف کند...
باید فقط دید و لذت برد... از اینهمه عجایب...
در اولین شبی که یکی از مردم شهر کاظمین علیهم السلام، ما را به منزل خویش دعوت کرد وقتی بر سر یک سفره جمع شدیم، یکی از دوستان گفتند: نگاه کنید، از نقاط مختلف دنیا چندین نفر کنار هم جمع شده اند بدون اینکه کسی جای خاصی را معین کرده باشد... از ایران لبنان استرالیا عراق و ...
چطور مردم برای پذیرایی از زوار و عشاق امام حسین و اهل بیت بزرگوار ایشان، تمام زندگی و تلاش خود را صرف میکنند...
واقعا نمیشود با حساب و کتاب و عقل ناقصمان این حرکت را محاسبه و برنامه ریزی کنیم...
آن جمعیت که هر ساله بیشتر هم میشود، چطور مدیریت میشوند؟ جز با مدیریت خودِ امام حسین مگه امکان پذیر هست این جمعیت را هدایت و مدیریت کردن؟
هر جا نگاه میانداختید زائر بود و خادم... همه جا جمعیت موج میزد...
عشق اصلی آنجاست که مردی دستِ زن و بچۀ خردسال خود را گرفته و آمده برای مراسم اربعین...
ما برای کارهای خودمان سختمان میشود که چند قدم پیاده راه برویم... حالا چطور میشود که این جمعیت کیلومترها راه می روند؟ با چه منطقی؟ برای چه؟ دنبال چه چیزی؟
پیر مردی 69 ساله که از سال پیش آشنا شده بودیم، 18 روز پیاده راه آمده بود تا برسد به کربلا !!!
حرف بسیار است دربارۀ اربعین حسینی...
خدا رو شکر که سامرا را هم دیدم و خدمت امامین عسکرین علیهم السلام رسیدی... فدای بارگاهِ ایشان که ملعونهایی قبور این ائمه را تخریب کردند...
از هر چیزی بگذریم ... از غربت ائمه بقیع نمی شود گذشت... نا خودآگاه غربت بقیع مرا صدا میزد... واقعا فقط کافی است کمی متوجه بشیم به غربتِ ائمۀ بقیع علیهم السلام... مگر می شود از این مصیبت بزرگ غافل شد؟
در سراسر این سفر، یک حس عجیبی از غربتِ ائمۀ بقیع در دلم بود...
ما هر جا در عتبات رفتیم مملو بود از عاشقای اهل بیت... دلم سوخت برای غربت ائمه بقیع...
بدون گنبد و بارگاه ... بدون زائر ... یک قطعه سنگ، شده نشانِ مرقد ایشان...
چقدر دلم گرفت بود وقتی سامرا را هم دیدم و یاد قبور بی زائر بقیع افتادم...
فدای غربت امام حسن... آقا جان! قطعا شما میبینید که چه جمعیتی عاشقانه از زن و زندگی و خانه خودشون جدا میشن و برای اربعین برادرتون راهی کربلا میشن هر ساله... شما فرمودید لا یوم کیومک یا اباعبدالله... اما آقا جان... چه غربتی دارید شما و برادر زاده های بزرگوارتون که در جوار شما هستند... نور چشمهای پیامبر در غربت و حکومت یک سری از خدا بی خبر... چقدر دل های شیعیان به درد میاد وقتی این غربت شما رو میبینیم...
ای کاش بزودیِ زود روزی برسه که برای شما گنبد و بارگاه بسازیم... دور حرم شما مثل پروانه بگردیم و عشق کنیم...
ای کاش اون روز خیلی نزدیک باشه ... با تمام وجود خادم و زائر شما باشیم...
صلی الله علیکما یا موالیِ و ائمتی ... یا حسن ابن علی
یا علی ابن الحسین ، یا محمد ابن علی و یا جعفر ابن محمد
علیکم منا سلام الله فی کل وقتٍ و حالٍ
السلام علیکم جمیعا و رحمة الله ...
عشق غایب...ما را در سایت عشق غایب دنبال میکنید
برچسب: شبیه رباب و سکینه برای شما بی قراریم میثم مطیعی,دانلود شبیه رباب و سکینه برای شما بی قراریم,
نویسنده:
بازدید: 219