بسم اللهالرحمن الرحیم
بعضی آدم ها هنوز به خودشناسی نرسیده، میخان به شناخت همه چی برسن
خیلی ها قدرتِ تحلیل خیلی از مسائل رو ندارند
در مورد ازدواج و مسائل پیرامونش میخام بگم
که عدم آگاهی از اصل ازدواج و اهدافی که بهش باید توجه کرد، زندگی هایی خالی از هدف و سرشار از روزمره گی رو ایجاد کرده.
تا بحال فکر کردید که چرا ازدواج می کنیم؟
u200dکسی رو که انتخاب میکنیم برای چی میخواهیم و باید چه خصوصیاتی داشته باشه؟
اولا چه اولویتهایی داریم
ثانیا اولویت هایی که داریم در ذهنمون و در برنامه ها مون، آیا ما رو واقعا به شخصی که باید، میرسونه؟
نکتۀ خیلی خیلی مهمی که وجود داره و اغلب ما ازش غافلیم اینکه، آیا به همون اندازه که دوست داریم طرف مقابل کاستی هاش رو اصلاح کنه و به سمت مثبت تغییر پیدا کنه، خودمون هم برای این موضوع تلاش میکنیم؟ و یا اصلا نیتِ این کار رو داریم؟ یا فقط خوب بودن رو از دیگران انتظار داریم؟
میبینید؟ در همین ابتدای کار بزرگترین نقیصۀ خیلی از ما روشن شد. و تا زمانی که این قضیه رو با خودمون حل و فصل نکنیم مطمئنا به جایی نخواهیم رسید. دقت کنید، ازدواج کردن کاری نداره.خیلی سخت نیست! اما درست انتخاب کردن کمی پیچیده است و پیچیدگی اش هم به خودمون بستگی داره.
خیلی دوست دارم بعضی آدم ها رو تحلیل کنم که چرا بعضی رفتارها و بعضی خواسته ها رو دارن.
تو ذهن خیلی از ما چی میگذره؟
وسواس ها و ترس های الکی و بیهوده رو باید کنار بگذاریم.
اگر جایی با معیاری که با اسلام و قرآن سنخیت نداره فردای قیامت بدون شک باید به اهل بیت جواب بدیم.
کاری به کسایی که براشون اخلاق و ایمان اولویت نیست نداریم.
خیلی ها به من میگن حتما سختگیری بیش از حد داری که قسمتت نشده ازدواج کنی.
اما وقتی مرور میکنم معیارهام رو با منطق و عقل و توصیه های دینی، میبینم که تازه خیلی جاها با دید اغماض هم نگاه کردم که اگر طرف مقابلم معیارهای اساسی ام رو داره به فرعیات خیلی دقت نکنم. چون خودم هم قطعا کامل نیستم.
بعنوان مثال برای من معیارهای اصلی 3 تا مسئله است
ایمان قلبی ، دلنشینی ظاهری(منظورم زیبایی طلبی نیست)، خانواده ی خوب و همشهری
تا دلتون بخواد منم معیارهای ریز و درشت دارم، اما وقتی میبینم در خوشبختی و سعادت وزندگیِ من تاثیر گذار نیست، با دید اغماض باهاش برخورد می کنم، اگر طرف مقابل این ویژگی ها رو داشت که بهتر اگرم نداشت چیزی از ارزش اون شخص در چشم من کم نمیشه.
این ها رو گفتم که بدونیم خیلی از تفکرات ما اشتباه که هیچ، اصلا جایی در رضایت خدا نداره.
تو برخوردهایی که داشتم با معیارها و مسائلی مواجه شدم که بعضی وقتها هر چی سعی میکنم که دلیل براش بتراشم نمیشه.
مثلا دختر خانمی بود که علی رغم مذهبی و محجوب بودن (و اگر تعریف از خود نباشه) و تاییدی که از بنده داشت، خیلی صریح میگفت من همین اندازه برام کافیه، نمیخام پیشرفت کنم بالاتر از این میزان تقید رو نمیخام!!!
خیلی ها معیارهای من رو که میشنون میگن خب یه نماز یه روزه همین!
انجام واجبات و ترک محرمات شامل خیلی چیزاست، همونطور که یک دختر از یک پسر انتظار موجه بودن مقید بودن اهل مراعات حلال و حرام و محرم و نامحرم و کسب حلال و نماز اول وقت و سر به زیر بودن و وفادار بودن و صادق بودن و ... داره، یک پسر هم یک سری نیازهای معنوی داره که بنا به تقید هر کسی، باید برآورده بشه.
تو این چند وقتی که موارد متعدد معرفی شدن، یک نفر نبوده سرِ مسائل مذهبی و معنوی و اخلاقی، مصر باشه. همه تا میبینن (الحمدلله و به فضل همیشگی خدا) خودم خیلی تاکید دارم بر این مسائل، وارد مسائل حاشیه ای میشن که واقعا جای تعجب داره.
مثلا شما پسری رو در نظر بگیرید از 23 سالگی شاید روزی حدودا 10 ساعت(حداقل) مستمر کارکرده، باندازه ی خودش پیشرفت کرده، خیلی آینده نگری ها رو داشته و برنامه های مختلفی برای زندی و آینده اش، اما یک خانمی پیدا بشه و تنها ایرادی که میگیری به عدم آینده نگری! اون شخص .
هر کسی که این نوشتار رو میخونه، بشینه با خودش، ببینه چی براش مهمه و چی خوشبختش میکنه.
خواهر محترم! غیر از وفاداری و صداقت و ایمان محکم و تلاشگر بودن و چهره ی دلنشین یک آقا، دیگه چی به درد شما میخوره و ضامن خوشبختیه شماست؟ یه کمی فکر کنید و به اوضاع جامعه نگاه کنید.
برادر محترم! اسیر رنگ و لعاب که بشی یادت میره خدا کدوم طرفه! بخواهی یا نخواهی زندگی ات تحت تاثیرفرعیات و حواشی قرار میگیره. شک نکن! اگر کسی رو برای دین و اخلاق و حجب و حیا و تفکر درست اش انتخاب کردی زندگی ات سالم میمونه اززندگیت لذت میبری.
یک مطلبی رو هم بگم شاید گفتنش لازم باشه
اگر یک پسر یا دختری، تا به یک سنی قسمتش نشده ازدواج کنه، دلیل بر ضعیف بودنش نیست
من بعنوان یک پسر طوری رو معیارهای اساسی ام ایستادم که الحمدلله توپ تکونش نمیده!
علی رغمِ اینکه مواردی معرفی شدند که از نظر ظاهری و تمکن مالی خیلی سطحشون بالا بوده، ولی چون اصل و اساس خواسته ها ی من رو نداشتن اصلا برام مهم نبوده که از اقبال ما خیلی هم زیاد بوده ولی خب هر وقت یک آدم تونست از قلبش بگذره از معیارهای اخلاقی اش هم میتونه بگذره.
اینکه این نکته رو گفتم قصدم فقط و فقط بحث عدم خودشناسی هست و بس.
دوستان عزیز! به جامعه نگاه کنید. بزرگترین درس عبرت برای ما همین جامعه و وضعیت مردم هست.
مبادا کسی به سر راهتون قرار بگیره و شما ایرادهای بی منطق بگیرید.
اگر کسی اساس معیارهاتون رو داره، رو بقیه مسائل سخت گیری نکنید پیش برید با دقت و بدون اغماض روی اصول معیارهای(منطقی) خدا هم قطعا کمک میکنه.
در مورد دلنشینی ظاهری هم که یکی از بزرگترین ابهامات در بحث ازدواج هست بگم، که دلنشینی ظاهری این نیست که یک کسی دنبال زیبایی طلبی باشه. دلنشینی ظاهری یعنی کلیاتِ یک نفر برای شما تایید بشه که برای ادامه دادن و ازدواج باهاش انگیزه و اشتیاق داشته باشید.
البته اینم بگم، این به این معنی نیست که مثلا یکی رو معرفی کردند بهمون قدش حالا پنج سانت از چیزی که تو ذهنمونه کمتر بود بگیم اشتیاق ندارم بهش! خودمونو گول نزنیم! ازهرکی فرار کنیم از خدا و اهل بیت علیهم السلام نمیتونیم فرار کنیم.
یا علی...
عشق غایب...
ما را در سایت عشق غایب دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 191