اول خودت رو بشناس بعد...

خرید بک لینک

بسمالله الرحمن الرحیم

لطفا دور و برِ ازدواج نگردید، اگر هنوز خیلی از مسائلِ و واقعیاتِ زندگی براتون جا نیفتاده.

واقعیاتِ زندگی با تئوری هایی که میخوانیم و میشنویم خیلی فرق دارند.

اغلبِ ما چشمهامون رو به واقعیت ها بستیم و طبقِ 4 تا کلمه میخواهیم ازدواج کنیم و زندگی بسازیم.

اینطور نیست.

هر کسی تا بحال شده از خودش بپرسه، چرا ازدواج میکنیم؟ و شروع کنه به تحلیل و آمادگی برای ازدواج؟

یعنی سوالی که انسان رو به حرکت وادار کنه تا ذهنِ راکد تبدیل بشه به جریانی سازنده.

سخت نیست. مثال: چرا غذا می خوریم؟ چرا باید غذا بخوریم اصلا؟ چرا؟

خب سوال یکیه ولی جواب ها متفاوت. یکی میگه، خب گشنم میشه ضعف میکنم، یکی میگه برای اینکه بتونم فعالیت کنم یکی میگه خب نیازِ بدنه دیگه وهزار تا جوابِ دیگه.

همین سوال فکرِ انسان رو درگیر میکنه و دنبالی جواب میگرده.

وقتی انسان فکر کنه و بیشتر بفهمه قاعدتا زندگیِ بهتری خواهد داشت، منتها فکری که سازنده باشه.

خیلی از ماها خودمون رو از نعمتِ فکر و تعقل، محروم میکنیم و بعضا نگاه میکنیم به جامعه و عرف.

ما کم ندیدیم، بلاهایی که همین عرف و تفکراتِ عمومی سرِ خانوادهها نیاورده باشه. ولی باز هم دست از دنبالهرویِ کورکورانه بر نمیداریم. هنوز صلاحِ زندگیمون رو نمیدونیم.

خداوند اینهمه عظمت داده به ما این قدر نعمت داده که بتونیم ازشون استفاده کنیم که بشیم معنایِ واقعیه، اشرفِ مخلوقات، بعد ما نمیتونیم یک تصمیمِ درست برای زندگیمون بگیریم.

اینها از چی نشأت میگیره؟ از خودشناسی، خودشناسیهامون انقدر ضعیف و تو خالی هست که هنوز نمیتونیم برای خودمون یک زندگی و مسیرِ درست ترسیم کنیم.

وقتی تو مراسماتِ خواستگاری از طرفِ مقابل سوال میکنم که: هدفتون از ازدواج چیه، اغلب میگن : آرامش.

بله خب، خداوند هم برای همین بشر رو آفریده. "آرامش". ولی وقتی میپرسی آرامش از نظرِ شما یعنی چی؟

اونوقت معلوم میشه کی چه نیّتی داره از ازدواج.

کمتر کسی رو دیدم که تعریفِ درستی داشته باشه از آرامش. البته از دیدگاهی منطقی و الهی.

بعنوانِ مثال، شخصی رو معرفی کردند که تشریفاتِ مراسمِ عروسی براش یک اصلِ اساسی بود. در عینِ اینکه مذهبی بود ولی اینکه مراسمِ عروسیاش چطور باشه کدوم آتلیۀ بره عکس نامزدی و عروسی بگیره، کدوم آرایشگاه بره چه لباس عروسی بخره و جوّ مراسم عروسیاش چطور باشه، تقریبا از خیلی مسائلِ اصلیِ زندگی، مهمتر بود.

ما خودمون هم واقعا نمیدونیم از دنیایِ خودمون چی میخواهیم. هنوز تعریفمون از آرامش اونطور که باید باشه نیست.

گاهی حتی حاضریم تو زندگی، انسانیت رو هم نادیده بگیریم اما دلخواستههای خودمون حتما محقق بشه.

متاسفانه یا خوشبختانه بنده مواردِ زیادی دیدم از نزدیک که زندگیهاشون متاسفانه بخاطرِ روشِ غلطِ انتخاب و معیارهای مزخرف، خیلی دوام نیاورده.

نمونهاش یک کسی رو میشناسم، هنوز به یکسالگیِ ازدواجشون نرسیده بود، طوری به اختلاف خوردن که گفتنش دلهره آوره.

اتفاقا خیلی تو چیزایی که نباید، توجه کردن ولی از ماندگاریهایِ اصلِ زندگی شاید غافل شدن.

زندگی به یک شب و یک عشقِ چند وقته نیست.

ازدواج کردن کاری نداره، زندگی نگه داشتن و همسرداریِ که مهمه و اجر و ثواب داره.

خیلی دلم به درد میاد کسانی براحتی و فقط بخاطرِ توهماتی ازدواج میکنند و بعد که حقایقِ زندگی روشن شد، همدیگه رو متهم میکنند.

این حرفها، واقعیتهایی هستند که خیلیها شاید به نگاهی گذرا ازش عبور کنند.

اما خیلی ها که شکستی خوردن این حرفها رو خوب درک میکنند.

اون چیزی که به دردِ ما میخوره، مسائلی که فقط یه دلخوشیِ زودگذر داره با خودش نیست.

زندگی مسائلی خیلی بزرگ تر از اینها داره. شخصیتِ کسی که میخواد پا بگذاره تو زندگی و خانوادۀ شما از هر چیزی مهمتره.

نوعِ تربیتی که داره فرهنگ و دیدگاهی که داره. وجدان و فهمی که داره، خیلی اساسی تر از چیزایِ پیش پا افتادهاست. حرف زدنهای قشنگ اصلا مهم نیست. درست عمل کردن و اینکه چطور به حرفهایی که میزنیم عمل کنیم، زیباست.

اینکه هر کسی بیاد دروغ و خلاف ببافه و یک توهمِ قشنگ در ذهنِ شما ایجاد کنه که ملاک نیست.

ببینید این شخص چطور میخواد از شما که امانتی خواهید بود در کنارش، حفاظت میکنه.

بیائید درست فکر کنیم

ازدواج، درس و دانشگاه و خرید لباس و ماشین و خونه نیست ...

تو تصمیمهامون بیشتر فکر کنیم...

ببینیم ارزشِ ما به چی هست؟ آیا فریبِ ظواهرِ طرفِ مقابل رو میخوریم؟ یا شیفتۀ انسانیت و صداقت و وجدان و اخلاقِ درستش میشیم.

شما کدوم رو میپسندید؟


برچسبها: ازدواج, خودسازی
+ نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۶ و ساعت |
عشق غایب...

ما را در سایت عشق غایب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی