حسی که وصف نمی شود

خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحمیم

... و تو چه می دانی که اربعینِ حسینی چیست...

به لطفِ خدا و عنایتِ امام حسین سلام الله علیه امسال هم سفرِ معنویِ اربعین و مراسِمِ پیاده رویِ اربعین نصیبِ من شد.

در خصوصِ اربعین شاید خیلی نشه صحبت کرد. چون تعریف کردنی نیست. باید دید و چشید.

این دستگاهِ عظیم را با پیاله هایِ کوچکِ عقل و درکِ ناقصِ ما نمی توان توصیف کرد.

ما چه میدانیم، کسی که از آن سرِ دنیا صدها برابرِ ایرانی ها مشقتِ سفر را متحمل می شود و می آید تا به این مراسم برسد، یعنی چه و چه شوق و شوری در دلش هست که او را به این ضیافت می کشاند؟

با دوستان که از اوایلِ مسیر نجف اشرف به کربلایِ معلّی حرکت کردیم، در یکی از پل های خروجیِ شهرِ نجف وقتی پائین و بالاِ پل را نگاه میکردی گویا قیامت برپا شده! الله اکبر! سیلِ جمعیت کجا می روند؟ پایِ پیاده با زن و بچه .

کسانی که کودکِ شیرخوارِ خود را هم آوردند...

نه؛ اربعین را نمی شود توصیف کرد، باید دید و چشید...

به لطفِ خداوندِ متعال و دستگیریِ حضرتِ صاحب الزمان ، امسال تمامِ مسیر را پیاده رفتیم. الحمدلله...

اصلا متوجه نشدیم، ما 80 یا 100 کیلومتر را پیاده طی کردیم؟
مائی که اگر برایِ رفتن تا سرِ کوچه و خیابان مان برای تهیه ی یک چیز، تنبلی هم میکنیم، 100 کیلومتر راه رفته ایم؟ آن هم با یک کوله پشتی بر دوش و ...

پیرِ مردی را میشناسم از دوستان مان در عراق که از شهرِ العماره تا کربلایِ معلی هر سال پیاده می آید، پیرِ مردی که بالایِ80 سال سن دارد و حدودا 6 تا 8 شبانه روز در راه است تا به کربلا برسد.

واقعا بنشینیم و فکر کنیم چرا

تنها چیزی که میشود گفت عشق است... عشق...

در این سفر انسان در مسیر خیلی چیزها یاد میگیرد خیلی چیزها را سعی میکند از خود دور کند و از دست بدهد.

اربعین یک جلوه ای از ظهورِ حضرتِ مهدی سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

آنها که مشرف شده اند اربعین به کربلا می دانند برایِ خدمت به زوار الحسین علیه السلام، سبقت می گیرند، از جان و مال شان برای امام حسین سلام الله علیه هزینه می کنند.

یک روضه ی مَشتی هم برایِ ما در راه یک دختر بچه ی عراقی خواند در حد دو جمله

دختر بچه هایی که آبِ خنک تعارف می کردند به زوّار و با لهجه ی شیرینِ عربی شان می گفتند:

مایِ البارِد... فَذَکِّر عَطَشَ الحُسَین زائِر.....

یک لحظه فقط یه این جمله ی این دختر بچه فکر کردم، چقدر زیبا بود

آبِ خنک! یاد کن از تشنگیِ حسین زائر...

خدا بعضی وقت ها چقدر قشنگ و راحت به آدم توفیقِ اشک میدهد...

زیارتِ اربعین را با همه ی سختی هایش دوست دارم... نزدیک های محرم و اربعینِ امام حسین که می شود، یک حسِ دلتنگی اشتیاق و یا هر چیزی که نمی توانم توصیف کنم تمامِ وجودم را می گیرد، انگار مرا صدایی می کِشد به سویِ خودش

چه زیباست این شعر:

شبیهِ رباب و سُکَینّه برایِ شما بی قراریم ازین سختی و دوریِ راه به شوقِ تو باکی نداریم...

از این سفر باید در و گوهر صید کرد، اگر اهلش باشیم و قدرِ خودمان را بدانیم

ان شاءالله هر ساله توفیقِ ما بشود و با معرفت مشرف بشیم و با بهره ی کامل و دستِ پر بازگردیم...

ان شاءالله


برچسبها: امام حسین, اربعین عشق غایب...

ما را در سایت عشق غایب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 1:00

صفحه بندی